" فقط براي امروز خشمگين مباش"
" فقط براي امروز خشمگين مباش" يكي از اصول دكتر اوسوئي ميباشد و در ابتدا ممكن است كه به نظر درخواست غيرممكن برسد. مطمئناً هم خشم را تجربه كردهاند. من اميدوارم كه بتوانم در اين مقاله به شما نشان بدهم كه اين امكان وجود دارد كه بتوان خشم را كنترل كرد و اينكه چطور ميتوان دفعات خشمگين شدن را كاهش داد تاجائي كه آرامش را كاملاً احساس كنيد .
احساسات و هيجانات دكتر چارلز اسپيلبرگر ، روانشناسي كه تخصص او مطالعه و تحقيق در رابطه با خشم است ميگويد : " خشم هيجاني است كه از يك ناراحتي يا تنش ملايم به يك تنش شديد تغيير يافته است ." ما معمولاً "احساسات" و "هيجانات" را به يك معني استفاده ميكنيم. اما در حقيقت معني يكساني ندارند. "احساسات " واكنشهاي فيزيكي هستند مانند : گرسنگي ، درد و خستگي و يا احساسات مثبت مانند : احساس سالم بودن. اينها عكسالعملهاي اتفاقهايي هستند كه در لحظه تجربه ميكنيم و هيچ هيجاني در اين احساسات خالص وجود ندارد . هنگامي كه احساسات ما از فيلتر باورهاي ما عبور ميكند به هيجان تبديل ميشود. بطور مثال هنگامي كه سردرد داريم طبيعتاً ميخواهيم از درد خلاص شويم يك آسپرين ميخوريم يا ريكي ميدهيم. اما وقتي براين باوريم سردرد ما نتيجه كار زياد يا سر و صداي زياد است احساس خشم ميكنيم و يا براين باور باشيم كه سردرد ما ممكن است علامت جدي باشد احساس ترس ميكنيم . اينها واكنشهاي هيجاني هستند نه احساسات فيزيكي ، يعني سردرد به جاي يك احساس فيزيكي به يك واكنش هيجاني تبديل شده است . علت هيجان ، اتفاقات بيروني نيستند. هيجانات واكنشهاي دروني هستند به اتفاقهاي بيروني. بطور مثال اگر كسي يك سوزن به شما بزند شما احساس "درد" ميكنيد، ولي اگر كسي به شما سوزن زد و شما خشمگين شديد و يا ترسيديد كه دوباره اين كار را بكند اين يك واكنش هيجاني ميباشد. خودآگاهي ما انتخاب ميكند كه چه هيجاني را احساس كنيم، پس هيجانات واكنشهاي خودكاري نسبت به موقعيت يا اتفاق نيستند. آنها مجموع واكنشهاي ما به زندگي - شخصيت ما – كه براساس تجربههاي زندگي شكل گرفتهاند، هستند. پس اشخاص در موقعيتهاي مشابه ، واكنشهاي مختلفي دارند ، از وقتي كه شما يك كودك بودهايد هيجانات شما مشكل گرفتهاند و در اين سنين به احتمال زياد از طرف والدين ، خواهر و برادر و يا معلمها و دوستانتان شكل گرفته است و در اين دنياي مدرن هيچ بعيد نيست كه از تلويزيون و يا فيلمها هم شكل گرفته باشد .
برنامهريزي هيجان ما در سنين كودكي و نوجواني مستعد تاْثيرپذيري از محيط اطراف هستيم و هر اتفاقي اعم از آرزوها و خوشبختيها و خشونتها ميتوانسته در سيستم هيجاني ما ثبت شده باشد و پايه و اساس سيستم باوري ما را ساخته باشد و با ضمير ناخودآگاه ما يكي شده باشد و در نتيجه تمام رفتارها و واكنشهاي معمولي هيجاني ما شكل گرفته است . تحقيقات روانشناسي نشان داده اگر والدين هيجان كمي نشان ميدهند، بطور مثال به ندرت خنده يا گريه ميكنند و يا به ندرت بچهها را نوازش ميكنند يا در آغوش ميكشند بچهها هم هيجانات خود را سركوب ميكنند چون باور دارند كه اين راه درست زندگي كردن است و يا برعكس اگر والدين هيجاني باشند، بطور مثال به راحتي خنده يا گريه بكنند و يا حالات روحي خود را مرتباً از دست بدهند بچهها فكر ميكنند كه اين عادت است و دقيقاً جا پاي والدين ميگذارند. همه ما الگوي شخصيتي داشتهايم و اين پيروي الگوها همينطور نسل به نسل ادامه دارد . البته ما انتخابهاي ديگري هم داريم، بعضي از اشخاص دقيقاً برعكس شرياط تربيتي خود عمل ميكنند، مثلاً بچهاي كه در يك خانواده سختگير و بدون احساسات بزرگ شده است ممكن است با بچههاي خود دوستانه و احساساتي و با عشق رفتار بكند . بنابراين چون ناخودآگاه ما برطبق عادات و يا تربيت بچگي ما شكل گرفته است به اين معني نيست كه ما نميتوانيم تغيير بكنيم. ما ميتوانيم واكنشهايمان را تغيير بدهيم.
خشم بعضي اوقات شايد فكر كنيم تحت شرايطي اشكالي ندارد كه خشم خود را نشان بدهيم اما اثرات ويرانگر خشم را هم بايد در نظر بگيريم. معمولاً خشم زماني رخ ميدهد كه شخص در برابر توقعاتي كه دارد شكست ميخورد يا حتي مهمتر از آن، وقتي كه توقعي از خود دارد و انجام نداده است . همانطور كه در بالا گفتم خشم هم مثل ديگر هيجانات يك انتخاب آگاهانه است يك واكنش عادي كه در ما شكل گرفته است. رفتار خشمناك باعث ميشود كه طرف مقابل را هم خشمگين كنيم و يك احساس بد دو طرفه ايجاد شود. اما ميتوان جلوي اين چرخه را گرفت و واكنش ديگري را جايگزين كرد، ميتوان راه سالمتر و امنتري براي شكست و ياْسي كه پشت خشم خوابيده، پيدا كرد. با خلاقيت ميتوان راه بهتري پيدا كرد مثلاً به يك پيادهروي رفت يا يك روش قديمي، قبل از صحبت كردن تا 10 بشمريد. دفعه بعد كه ميخواهيد خشمگين شويد براي يك لحظه توقف كنيد و از خودتان بپرسيد "چرا" چه اتفاقي داره ميافته؟ آيا اين جواب صحيح به اتفاقاتي كه افتاده است ؟ آيا واقعاً همين واقعه مرا ناراحت كرده ؟ با اين سؤالها شما شروع ميكنيد به شكافتن علت اصلي خشم و به فكر سلامتي خود ميافتيد و در نهايت ميتوانيد انتخاب كنيد " فقط براي امروز خشمگين مباش "
فيزيولوژي خشم خشم هم مانند هيجانات ديگر تركيبي از فيزيولوژياي و بيولوژياي است و در كل واكنشي نسبت به ترس و خطر است. در هنگام خشم ، البته بسته به شدت خشم در بدن فيزيكي اين تغييرات بوجود ميآيد : - افزايش فشار خون و تپش قلب - انقباض رگها در بعضي از نقاط بدن - افزايش قند خون - تنفس تند - توقف يا كند شدن عمل هضم - افزايش تعريق تمام اين تحولات نتيجه تغييرات عصبي هورموني است. مخصوصاً ترشحات غده آدرنال كه آدرنالين و نورآدرنالين را با گردش خون به تمام نقاط بدن ميرساند. بطور مثال به قلب ميروند و باعث تپش قلب ميشوند يا كورتيكوستروئيد كه بدن را براي رهاسازي قند يا ديگر سوختهاي ذخيره شده در بدن آماده ميكند. پس هنگام خشم ، جنگ و دعوا كردن فشار خون بالاست و هر اتفاقي در بدن فيزيكي ممكن است اتفاق بيفتد .
مهار خشم بعضي از اعمال خشمگين شدن عبارتند از : رنجيدن ، نارضايتي ، در تنگنا قرار گرفتن ، تحريك شدن ، مورد تهاجم يا اتهام قرار گرفتن ، ياْس و نااميدي و ترسيدنها. اما منبع اصلي تمام اين احساسات ، توقعات برآورده نشده است و اگر توقعاتتان را در زندگي كاهش دهيد خشمهايتان هم كاهش مييابد. در واقع احساس خشمي نخواهيد داشت. البته قبل از اينكه به اين مرحله برسيد و براي كنترل كردن احساساتي كه قبلاً داشتهايد احتياج به كمك داريد . دو حالت خشمگين شدن وجود دارد : 1 – عصبانيت از خود . بطور مثال وقتي كه يك ملاقات مهم داريد ولي دير به سرقرار ميرسيد يا اميد به پذيرفته شدن در يك مصاحبه كاري يا يك امتحان را داريد ولي نتيجه خوبي نگرفتهايد. 2 – عصبانيت از ديگران يا از چيزي. بطور مثال خشمگين شدن در يك بحث و جدل يا از مغازه داري كه در خريد شما را كمك نكرده يا از همكارتان كه كار خود را درست انجام نداده يا از ماشين لباسشويي كه خراب شده . البته هر دو نوع خشم گفته شده ريشه دروني دارد. هرچند همه فكر ميكنند كه طرف مقابل مقصر است و باعث خشم شده است ولي در حقيقت خود شما عامل هستيد . در واقع انتخاب با شماست. شما موجبات اين احساس را فراهم كردهايد. پس ميتوان براي غلبه بر آن احساس بهتري را جايگزين كرد . اين جمله را از يكي از دوستانم شنيدم و هيچ وقت فراموش نميكنم : " اگر هميشه همان كارهايي كه قبلاً ميكردي ، بكني هميشه همان چيزهايي را بدست خواهي آورد كه قبلاً بدست مياوردي " . بعبارتي ديگر، اگر برخوردتان با يكسري شرايط همواره يكسان باشد، نتيجه هم يكسان است. بطور مثال اگر همواره رفتار خشم آلود با ديگران داشته باشيد. هميشه پاسخ مشابه از طرف مقابل خواهيد داشت كه احتمالاً حالت دفاعي است يا او هم به اندازه شما عصباني خواهد شد. چون فكر ميكند از طرف شما مورد حمله قرار گرفته است . متوجه هستيد چه ميگويم. با درك بهتر شرايط و موقعيت طرف مقابل ميتوانيد نتيجه بهتري بگيريد . هرچند كه طرفدار سركوب هيجانات نيستم چون يك انتخاب سالمي نيست درعين حال با پرخاشگري هم مخالفم ، چون انتخاب معقول و سالمي نيست. مخصوصاً ممكنه كه باعث حمله فيزيكي طرف مقابل به شما بشود .
غلبه بر خشم قبل از هرچيز ببينيم چگونه ميتوان با احساسات خشمآگين كنار بياييم ؟ فكر انسان بصورت حيرتآوري سريع كار ميكند ، پس اين امكان وجود دارد كه در هنگام خشم براي چند لحظه به احساسي كه پيش آمده فكر كرد و يك بررسي كوتاه كرد. پس قبل از اينكه كاري بكنيد يا حرفي بزنيد اين موارد را در ذهن مرور كنيد : - احساس خشم را در خود تشخيص دهيد و قبول كنيد . - هدفگيري و علت خشمتان را شناسايي كنيد . - عواقب خشمتان را در نظر بياوريد . - بهترين انتخاب را برگزينيد بعد عمل كنيد . پذيرفتن خشمتان خيلي مهم است چون اول شما را به اين فكر مياندازد كه " چه اتفاقي داره ميافته" تا اينكه طبق عادت خشمتان را نشان بدهيد. اجازه بدهيد يك مثال بزنم : رئيس شما مقدار زيادي پرونده روي ميز شما ميگذارد و ميگويد كار اين پروندهها بايد امروز انجام شود و شما فقط نيم ساعت تا ساعت كاري وقت داريد و مجبور هستيد اضافهكاري بمانيد و اين سومينبار در اين هفته است پس احساس خشم ميكنيد . واضح است كه خشم شما مورد هدف رئيستان قرار ميگيرد اما شناسايي علت خشم بسيار سختتر است. احتمالاً احساس آزردگي ميكنيد چون برنامهاي بعد از ساعت كاري داشتيد يا احساس ميكنيد به شما اجحاف شده است يا احساس انزجار ميكنيد چون فكر ميكنيد رئيستان آدم بيبرنامهايست و ميتوانسته زودتر اين كار را به شما بدهد، يا فكر كنيد مسئوليت اين كار با شما نيست و غيره . شناسائي علت پشت خشم مفيد است چون به شما كمك ميكند تا چه جوابي به موقعيت پيش آمده بدهيد . ممكن است سر رئيستان داد بزنيد يا بگوييد كه اين كار را انجام نميدهيد و قبل از اينكه رئيس بهتان بگويد " تو اخراجي " در دل بگوييد "من اخراجم " يا امكان دارد خشم خود را به فرو دهيد و بسرعت كار را انجام دهيد و يك ساعت ديرتر بيرون برويد و تمام مدت خشمگين و عصباني باشيد و آرزو كنيد كه رئيستان در يك گودال بزرگ بيفتد. كار را انجام ميدهيد ولي از خشم درونتان خلاص نشدهايد و اين خشم را در خفاي خود خواهيد داشت تا زماني كه فوران كند . يا حالت ديگر نيم ساعت آخر هر كاري دلتات خواست بكنيد و بعد كتتان را برداريد و بدون گفتن به رئيستان اداره را ترك كنيد ولي ممكن است كه تمام شب نگران صبح بعد و روبرو شدن با او باشيد . التبه مي توانيد به آرامي و محكم به او بگوييد كه از قبل برنامه اي داشته ايد و نميتـوانيد اين كار را در نيم ساعت انجام دهيد يا مي توانيد خواهش كنيد كه كار را به كس ديگري بدهد. در هر صورت در اينگونه مواقع مي توانيد ريكي بفرستيد . خودتان را با اشخاص مورد نظر تصور كنيد. سه سمبل راه دور – ذهني – احساسي و قدرت را بكشيد و نامشان را بگوييد و نيت خود را براي بهبود وضعيت بگوييد . بعد تصور كنيد كه سمبل ذهني – احساسي همه را در برگرفته و آرامش آورده است. تا 5 دقيقه ادامه دهيد و تصورتان با در آغوش گرفتن يكديگر و دست دادن به پايان ببريد. يك سمبل قدرت بكشيد 3 بار نامش را بگوئيد و شفا را كامل كنيد. بعد دستها را به هم بماليد تا ارتباط قطع شود.
از بين بردن خشم بعضي اوقات يك دادزدن يا دركوبيدن ميتوانيد مفيد باشد (البته اگر تنها باشيد.) ممكن است كه روز بدكاري را پشت سرگذاشته باشيد. با اين حال به خانه ميرويد و يا خشمتان را فرو ميدهيد و تا شب لبخندي ميزنيد يا نياز داريد يك فعاليت بدني بكنيد. مثل شنا يا دوچرخه سواري و ... و البته ميتوانيد انتخاب كنيد كه از اين حالت در بياييد و به اين نتبجه برسيد كه ارزشش را ندارد كه اينقدر مضطرب باشيد پس اين اصل را در نظر داشته باشيد " فقط براي امروز خشم را رها كن " در اين هنگام است كه احساسات درك ميشوند ، لمس ميشوند و رها مي شوند و ميتوانيد براي چند دقيقه به خود ريكي بدهيد تا آرام شويد و از انرژيهاي منفي خلاص شويد.
تكنيكهاي ديگر رهايي از خشم كتابهاي روانشناسي مثبت و خلق شادي بسياري وجود دارند كه مطالعه آنها بسيار مفيد است . احساسات تان را با اشخاص مورد اطمينان در ميان بگذاريدۀ آنها كمك بسياري ميتوانند به شما بكنند . امكان ديگر نوشتن احساساتتان است . نوشتن خيلي بهتر است تا اينكه خشمتان را در خود نگه داريد. تصور كردن و مجسم كردن نيز مي تواند مفيد باشد. من قسمتي از كتابم "خود درماني با ريكي " را در زير آوردم كه شما را براي بخشش و درك بيشتر خودتان و ديگران كمك ميكند . آرام بنشينيد و نفس عميق بكشيد. خود را در يك طرف يك رودخانه تصوركنيد براي تصور كردن وقت بگذاريد ، سعي كنيد كه تمام فضا را احساس كنيد صداي آب ، بو ، علف يا سبزه ، خورشيد گرم و آسمان آبي را . آن طرف رودخانه كسي را كه مورد خشم شما است تصور كنيد. براي تصور كردن وقت بگذاريد. حتي لباس يا حالت صورت او را تصور كنيد . از ريكي و ضمير برتر خود بخواهيد كه شما را براي بخشيدن و درك كردن او كمك كنند. تصور كنيد يك پل بين شما ساخته ميشود. از اين طرف به آن طرف رودخانه . ممكن است از آجر يا سنگ ، چوب يا فلز باشد. اما دو طرف رودخانه را به هم وصل كرده است. دوباره از ريكي و ضمير برترتان كمك بخواهيد. (ميتوانيد سمبل راه دور را بكشيد تا شما را براي خلق پل كمك بكند). سپس قدم به پل بگذاريد و تا وسط پل برويد و اميدوار باشيد كه آن شخص هم به طرف شما بيايد. اگر نيامد كمي منتظر بمانيد و تصور كنيد ريكي در دستان شما جاري است و تمام هاله شما را پر كرده است و شخص ديگر را هم احاطه كرده است. از ريكي بخواهيد كه اختلافات شما را شفا دهد و آرامش و هماهنگي برقرار كند. ( ميتوانيد سمبل ذهني – احساسي را بكشيد.) وقتي كه شخص به روي پل آمد اجازه دهيد اگر حرفي براي گفتن دارد صحبتش را بكند و هيچ قضاوتي نكنيد و اجازه بدهيد كه خودتان هم اگر حرفي براي گفتن داريد صحبت كنيد. وقتي صحبتتان تمام شد از ريكي بخواهيد كه جريان يابد و شما را براي خلق فضاي بخشش و اطمينان كمك كند. ممكن است كه چند دقيقه زمان ببرد ولي صبور باشيد و آرامش را با تمام وجود حس كنيد و حالا شما ميدانيد كه همديگر را بخشيدهايد . سپس تصور كنيد همديگر را در آغوش گرفتهايد و از همديگر بخاطر هديهاي كه گرفتيد تشكر ميكنيد. در آخر از ريكي و ضمير برترتان تشكر كنيد و خيلي آرام برگرديد. تجربه خودتان را بنويسيد. اميداورم كه در اين مقاله براي درك بيشتر اصل دكتر اوسوئي " فقط براي امروز خشمگين مباش" كمكي به شما كرده باشم .
پنلوپ كوئيست مجله ريكي نيوز زمستان 2004 مترجم: نوشين بهمنيار |