فقط براي امروز، سخت كوش باش
آيا با صداقت كار ميكني؟ ترجمه هاي زيادي از اصل چهارم دكتر اوسوئي شده است."Goo hage me": *سخت كار كن. *آيا با جديت كار ميكني؟ *دركارهايت جدي باش. * آيا با صداقت كار مي كني ؟ اما معني واقعي آن چيست؟ تفسيرها به نظر متفاوت ميآيند. تفسير " سخت كار كن" ميتواند اينطور به نظر بيايد كه ما را تشويق به سخت كار كردن و اعتياد به كار ميكند. اگر مطمئنم كه منظور اين نيست! بيشتر با اين تفسير جور در ميآيد " يك روز كار مناسب براي يك روز پاداش مناسب" احتمالا درست است، اما ممكنه معنايي بيشتر از اين هم داشته باشد، شايد به ما يادآوري ميكند كه از محل كارمان چيزي ندزديم، خوب ممكنه اين هم باشد. ولي من فكر نميكنم كه نظر آقاي اوسوئي اين بوده باشد. نه ، بيشتر اينظور به نظر ميآيد كه منظور دكتر اسوئي "كار بر روي خودمان" باشد و براي رشد خودمان سخت بكوشيم و معنويت و شخصيت خودمان را رشد بدهيم. به هر حال لزومي ندارد كه بدانيم كه در غرب اين عبارت چگونه تفسير شده است و من دوباره به موضوع رشد معنوي برميگردم .
سخت كار كن/آيا كارهايت را با جديت انجام ميدهي ؟ در عصر سرعتي كه امروزه زندگي ميكنيم خيلي ها ترجيح ميدهند كه بيكار باشند، گرچه كار درخانه هم شامل وظائف زيادي است، مخصوصاً كساني كه بچه دارند. اما سخت كار كردن جزئي از زندگي امروزه شده است. همينطور كه خيلي از شركتها به علت تكنولوژي جديد نيروهاي كارشان را كمتر ميكنند. اشخاصي كه كار را ترك ميكنند ساعتهاي بيشتر و بيشتري بايد كار كنند تا بر زندگيشان فائق آيند و در عين حال بايد با احساس ناامني و استرس هم دست و پنچه نرم كنند. ساعت كاري ما در انگلستان بيشترين ساعت كاري در اروپا ميباشد، هرشخصي در طول يك هفته 60 ساعت كار ميكند. مخصوصاً كساني كه در سمت سرپرست يا مدير هستند و مهمتر از همه ساعات زيادي از روز را صرف آمد و شد به كارشان ميكنند و اين بطور اجتنابناپذيري زندگي آنها را به ناهماهنگي و ناسلامتي سوق ميدهد. چون وقت كمتري براي گذراندن با خانواده و دوستان دارند و همچنين وقت براي فعاليتهاي تفريحي و استراحت و خواب ندارند . يكي از اشتباهاتي كه بنظر من ميآيد اين است كه ما فكر مي كنيم "سخت كاركن" به معني "سريع كاركن" يا "بيشتركاركن" است. ريچارد كارلسون و ژوزف بايلي كتابي نوشتهاند به نام " سرعت زندگي را پائين بياور" كه در مورد اين مشكل صحبت شده است. واقعيت اين است كه شما در واقع احتياج داريد كه سرعت را كم كنيد به جاي اينكه فشار را بالا ببريد، چون وقتي آدمها در عجله و اضطراب هستند امكان اشتباه كردن بيشتر است و قدرت فكر كردن بطور واضح ، خلاق و هوشمندانه را از دست ميدهند. تا حالا حالت را در ديگران ديدهايد ؟ كارلسون و بايلي در مورد "هوشمندانه كار كاردن" در اين عصر سرعت صحبت كردهاند و آن را اينطور معني كردهاند . "شنيدن ، فكر كردن و سپس عمل كردن بدور از عادتهايمان" يعني "يادگيري چگونه زيستن درلحظه" انجام هركاري در همان لحظه و با داشتن حضور، و با برداشتن گامهايي كه فرديت و زندگي كاري شما را هماهنگ كند . آنها براي معني آن مثال جالبي زدهاند و آن را " زندگي در بالاي خط " ناميدهاند :
آگاه و دورانديش پويا و پرانرژي خودانگيز
---------- مضطرب روزي گذران مقرراتي ، كژكاري
اگر شما زير خط زندگي ميكنيد، پس محيط كاري شما ناخوشايند است. دلهرهآور و خارج از كنترلتان است و كارمندهاي شما نميدانند شما دقيقاً چه ميخواهيد و به احتمال زياد آنها را از دست خواهيد داد و اگر همينطور ادامه داشته باشد، شما هم كارتان را از دست خواهد داد. وقتي شما بالاي خط زندگي كنيد، زندگي كاري شما مولد و خوشايند خواهد بود و در ارگاني كه كار ميكنيد به جاي دنده يك چرخ بودن خود را قسمتي از گروه ميدانيد، حتي اگر براي خودتات كار ميكنيد، ريكي كار ميكنيد و يا معلم ريكي هستيد باز هم اين موضوع صدق ميكند . در قسمتي از كتاب اين پرسشها را بررسي كرده است : • آيا با اشتباه كار ميكنيد ؟ • يا با بيميلي انجام ميدهيد؟ فقط كار ميكنيد چون مجبوريد يا صرفاً براي كسب درآمد؟ روش و رفتاري كه شما نسبت به شغلتان يا كار در خانهتان داريد اهميت زيادي دارد. اگر با شادي و خوشحالي و از ته دل كار كنيد هركاري لذتبخش ميشود حتي اگر خسته كننده و سخت باشد و يا حتي اگر كار كثيفي باشد. اما اگر با اكراه ، بيتفاوتي و يا فشار و اجبار انجام دهيد همه چيز به نظر دشوارتر ميآيد . حائز اهميت است براي هركاري كه انتخاب كردهايد ارزش قائل باشيد و با صداقت كامل احساس خوشايندي داشته باشيد. در هركاري ارزشي نهفته است و به همين خاطر انتخابش كردهايد پس امكان رضايت هم وجود دارد و ميتوانيد با اشتياق استعدادهايتان را بروز دهيد . يك زن بودائي قديمي ميگويد : "قبل از مراقبه چوبها را خرد كن، آب بياور بعد از مراقبه چوبها را خرد كن ، آب بياور"مهم نيست كه تا چه حد معنوي زندگي ميكنيد ولي قدر مسلم به غذا ، لباس ، خانه و زندگي راحت احتياج داريد. اگر شما سخت كار ميكنيد و احساس ناخوشحالي و ناراحتي ميكنيد شايد موقعش باشد به خودتان بياييد و تغييراتي انجام بدهيد شايد لازم باشد اين سؤالها را از خود بپرسيد : • روش يا شغلم را دوست دارم ؟ • چه جيزي من را به حركت درميآورد ؟ • رؤياها و اهدافم چه هستند ؟ • چه حسي نسبت به پول و درآمد دارم ؟ • چقدر به هدف زندگيام ايمان دارم ؟
همانطور كه ميدانيد ريكي اثرات زيادي بر رشد معنوي ما دارد و تغييرات زيادي در زندگي ما ايجاد كرده است. پس اگر قبلاً در شغلتان احساس خوب و راحتي داشتهايد احتمالاً چيزي در احساس شما تغيير كرده است. پس قدري در سؤالهاي گفته شده تاْمل كنيد. شايد شغلتان برايتان عادي شده است،شايد بايد به فكر شغل جديدي باشيد كه بيشتر شما را راضي كند و بيشتر به روحيات شما نزديك باشد. در هرحال شما آدم چند سال پيش نيستيد كه اين شغل را انتخاب كرده است. شايد وقتش باشد كه "روياهايتان را دنبال كنيد" و يا شايد وقت آن رسيده كه "آنطور زندگي كنيد كه دوست داريد."
تمرين- قدرت بخشيدن اهداف يكي از راههاي مؤثر استفاده از ريكي براي تقويت اهداف است : 1 – تصميم بگيريد كه چه كاري دوست داريد و آن را خلق كنيد. با اهداف مشخص و با فعل حال آن را تكرار كنيد. بطور مثال : من شغل عالي دارم و پر از لذت و با پاداشي مناسب است. 2 – يك جاي راحت بنشينيد يا دراز بكشيد. چشمهايتان را ببنديد و روي تنفس آرام و عميق تمركز كنيد . 3 – يك دست را بر روي پيشاني و دست ديگر را در پشت سرتان بگذاريد . 4 – ريكي را صدا بزنيد و هدفتان و بهترينها و باشكوهترينها را براي خود از ريكي طلب كنيد. اهداف و جملات مثبت را براي چند دقيقه تكرار كنيد . 5 – دستتان را از روي پيشاني برداريد ولي دست پشت به همان حالت باشد. چند دقيقه مراقبه كنيد و اجازه دهيد ريكي در شما بدمد. خود را موفق تصور كنيد كه به تمام اهدافتان رسيدهايد و خوشحال هستيد. 6 – در آخر مراقبه گشو انجام دهيد و از همراهي ريكي تشكر كنيد . راه ديگر آن است كه اهداف خود را بر روي كاغذ بنويسيد و با دستهايتان به آن ريكي بدهيد. همچنين ميتوانيد سه سمبل را روي كاغذ بكشيد و ذكر آنها بگوئيد هرروز 10دقيقه انرژي بدهيد تا موقعي كه به خواستهتان برسيد و يا تغييري در ذهنيتتان رخ دهد چون بعضي اوقات خودمان هم دقيقاً نميدانيم چه ميخواهيم. با انرژي دادن ذهنمان روشنتر ميشود.
آيا با صداقت كار ميكني ؟ در كارهايت صادق باش . مسلماً صداقت و راست گوئي ويژگي خوبي براي همه است چه در محل كار چه در خانه اما فكر ميكنم اين اصل درمورد "صادق بودن با خودمان " است همانطور كه با ديگران هستيم و به نظر من معني آن " قبول كردن هر آنچه هستيم" است . اغلب ما شغلمان را با آنچه كه هستيم قاطي ميكنيم و هويتمان را برطبق شغلمان ميسنجيم. اتفاق جالبي كه در هر جمع جديد براي من ميافتد اين است كه در ابتداي آشنايي شغلم از من پرسيده ميشود و برايم اينطور تداعي ميشود كه عنوان شغلي من مهمترين مورد درباره من است و وقتي شيطنت من گل ميكرد خودم را با عنوانهايي كه به نظر من مهم ميآمد معرفي ميكردم. مثلاً "من گرداننده يك مركز آموزشي هستم" يا " نويسنده هستم" چون اين عنوان به نظر تاْثيرگذار ميآيد و در حقيقت هردوعنوان شغلي من هستند ولي اينها من نيستند، اينها فقط چيزهايي هستند كه من انجام ميدهم و آنها را براساس تجربياتي كه در زندگيم بدست آوردهام (اكنون من در سالهاي آخر 50 هستم) همه ما لازم است كه اين را به خاطر داشته باشيم بودن و موجوديت ما انسان بودن ماست نه شغلي كه داريم. مانبايد با شغلمان سنجيده بشويم گرچه شغلمان يكي از جنبههاي ساختاري فرديمان است. به هر حال همه ما ارزشمند و استثنائي هستيم . هركدام از ما براي انجام كاري در اين دنيا هستيم و همه ما به طرق مختلف به هم ربط داريم. در جامعه ما مشاغل طبقهبندي شدهاند و بعضي از مشاغل از اهميت بيشتري برخوردارند مانند : پزشكي و وكالت و مشاغل ديگر كم ارزشتر به نظر ميآيند مانند كارگري و رفتهگري واقعاً كه مسخره است ! اين صحت دارد كه دكترها جان انسانها را نجات ميدهند و وكلا در امورحقوقي مردم را كمك ميكنند ولي كمي فكر كنيد اگر رفتهگري نبود كه زبالهها را جمع كند يا كارگري نبود كه ساختمان بسازد ! ؟ در اين جامعه مدرن امروزي همه ما به هم وابستهايم پس بايد به هم احترام بگذاريم و براي يكديگر احترام قائل شويم . هر طبقه شغلي مسئوليت خاص خود را دارد . اگر يكي از آنها نباشد زندگي ديگران مختل ميشود . بطور مثال تصور كنيد غذايي در يخچال نداشته باشيد (يا اصلاً يخچالي دركار نباشد.) نه وسيله نقليهاي براي رفت و آمد، نه مدرسهاي براي بچهها و نه بيمارستاني براي بيماران و.... . و ما همه اين توقع را داريم كه دركارشان صادق باشند و به همان اندازه كه به منافع خود اهميت ميدهند به منافع ديگران هم اهميت بدهند .
فقط براي امروز سخت كار كن يكي از راههاي صادق بودن اين است كه هدفهايمان را دنبال كنيم. بعضي اوقات هدفهاي مشخص داريم. اما اگر دقيقاً نمي دانيد كه چه هدفي داريد ميتوانيد از ريكي كمك بگيريد.
تمرين: مراقبه هدف زندگي در يك جاي راحت بنشينيد. نفسهايتان را عميقتر و آرامتر بكنيد تا احساس تمركز كنيد. و از سر تا نوك پا پر از ريكي شويد تا زماني كه ارتعاش ريكي را در كف دستتان احساس كنيد و همچنين احساس كنيد كه تمام اطراف شما و هاله شما را پر كرده است و آگاهيتان به سطح بالاتري رفته است. سپس تصور كنيد كه در مكان زيبائي هستيد مثلاً لب ساحل يا مزرعه پر از گل يا در يك چنگل. چند لحظهاي را با تمام وجود در اين مكان زيبا بسر ببريد. سپس يك نردبان يا يك رنگينكمان را جلوي خود تصور كنيد. بطرفش برويد از نردبان يا رنگينكمان بطرف بالا برويد (اگر ريكي 1 و2 را گذراندهايد تصور كنيد كه نردبان يا رنگينكمان سمبل راه دور است و شما را به قلمروهاي بالاتر وصل ميكند.) همينطور كه بالاتر و بالاتر ميرويد بدن شما نورانيتر و نورانيتر ميشود، گر چه سنگيني بدن فيزيكيتان را احساس ميكنيد ولي بدني پر از رنگهاي زيباي رنگينكمان. زماني كه در اين تصور هستيد به ابعاد بالاتر هم رسيدهايد و موجودات نوراني در انتظار شما هستند و احساس شادي و عشق بيشرط را از آنها دريافت ميكنيد. ميتوانيد آنها را دنبال كنيد تا شما را به جائي براي گفتگو ببرند. در آنجا ميتوانيد سؤالهايتان را از آنها بكنيد. در مورد هدف زندگي بپرسيد يا چقدر در اين زندگي رشد و پيشرفت داريد؟ به چه چيزي براي رسيدن به هدفتان احتياج داريد؟ براي دريافت جواب قدري تاْمل كنيد. ممكن است لغاتي به نظرتان بيايد يا سمبل يا موضوعات فيزيكي و يا حتي نقشه مكاني . اگر مفهوم آنها را نفهميديد ميتوانيد درخواست توضيح بيشتري بكنيد. خود برتر شما و راهنمايان روحاني با عشق وصفناپذيري به شما كمك ميكنند . زماني كه اطلاعات لازم را بدست آورديد براي كمكشان تشكر كنيد و بگذاريد تا شما را در برگرداندن كمك كنند و بدانيد كه آنها هميشه براي كمك شما حضور دارند. تصور كنيد كه به نردبان يا رنگينكمان برگشتهايد. دوباره خود را در مكان زيبائي كه خلق كرده بوديد حس كنيد و تجربهتان را به خاطر داشته باشيد سپس اجازه دهيد كه آگاهيتان به بدنتان برگردد، اگر احساس گيجي ميكنيد كمي دستهايتان را تكان بدهيد تا كاملاً آگاهيتان برگردد. تجربهاي را كه داشتيد بنويسيد . شايد بهتر باشد اين تمرين را براي احساس معنويت بيشتر چند بار تكرار كنيد. ممكن است در تمرين تمام زندگيتان را ببينيد يا فقط به يك يا چند نكته اشاره شود. اما اولين بار احساس آرامش زيادي ميكنيد اما با تكرار ميتوانيد اطلاعات لازم را بدست آوريد . تمرين رشد معنوي همانطوري كه در اول اين مقاله ذكر كردم نزديكترين معني به اصل چهارم دكتر اوسوئي كار برروي خودتان است. به اين معني كه " در جهت رشد معنوي و شخصي خود با مراقبه و ريكي سخت كاركن " براي شروع به خود ريكي بدهيد و تكنيك پاكسازي Hatsurei-ho را انجام دهيد. شايد به نظر سخت بيايد ولي پاكسازي را هر روز انجام دهيد. حداقل 10دقيقه طول ميكشد يا ميتوانيد مراقبه را ادامه دهيد با (تنفس پاكسازي Joshinkokyu Ho يا تمركز و مراقبه Seishin Toist ) كه نيم ساعت طول ميكشد بهرحال انتخاب با خودتان است. براي شروع بهتر است كه قسمت خارجي بدن را با حمام خشك پاك كنيد. (منظور همان هاله است) و سپس قسمت دروني بدن را با "تنفس پاكسازي" پاك كنيد و در نهايت وقتي كه درون و بيرون پاكسازي شد شما آمادگي بيشتري براي جريان ريكي در خود داريد . Kishon Sheisei حالت استاندارد (هنگام مراقبه) اول جاي راحتي پيدا كنيد، چه روي زمين چه بر روي صندلي راحت باشيد و چشمهايتان را ببنديد. تمركز را بر روي چاكرايها را ببريد، كه تقريباً 3 تا 5 سانتي متر زير ناف است و دستها را طوري كه كف دست به طرف بدن باشد روي چاكرايها را بگذاريد. چند دقيقه روي دم و بازدمتان تمركز كنيد تا آرام شود. تا جائي كه تمام تمركزتان به خودتان و افكارتان باشد. حال دستها را بالاي سر برده و به فاصله 10 سانتي متري از هم نگه داريد و تصور كنيد كه نور و فركانس ريكي در بين دستان شماست و وارد بدن شما ميشود . Joshin Kokyu ho تنفس پاكسازي 1 – حال دست خود را پائين آورده و روي پا گذاشته بطوري كه كف دست به سمت بالا باشد و بطور طبيعي از بيني نفس بكشيد. تمركز را بر چاكرايها را ببريد و احساس كنيد كه اين مركز به تمام چاكرايهاي اصلي وصل شده است و بگذاريد كه بدنتان آرام باشد . 2 - روي تنفستان تمركز كنيد و هنگام دم تجسم كنيد كه ريكي مثل يك نور سفيد در چاكراي تاجي شما سرازير ميشود و كانال ريكي شما را پر ميكند و تا چاكرايها را ميرود و هر انرژي منفي و انسدادي را پاك كرده است. 3 – همينطور كه نفس ميكشيد تصور كنيد كه ريكي با بازدم از بدن شما خارج ميشود و انرژيهاي منفي و انسدادها هم با خود از بدن شما به بيرون ميبد و هاله شما با ريكي شفا يافته است . 4 – اين پروسه را تا جائي كه لازم ميدانيد ادامه بدهيد. با عمل دم ريكي شما را پاكسازي ميكند و با عمل بازدم هر انرژي منفي را به بيرون ميبرد . 5 – در آخر يك نفس عميق بكشيد تا بقيه انرژي منفي كاملاً خارج شود و به قسمت بعدي برويد . Gassho گشو وقتي احساس كرديد آماده هستيد دستتان را به حالت گشو بگيريد طوري كه وسط قفسه سينه روي چاكراي قلب باشد . Seishin Toisu مراقبه يا مديتيشن 1 – دستتان را به حالت گشو نگه داريد احساس كنيد به جاي بيني با دستانتان نفس ميكشيد. 2 – هنگام دم مجسم كنيد كه نور ريكي در دستهاي شما جريان مييابد و از دستها به چاكراي قلب ميرود و تصور كنيد كه چاكراي قلب شما را پركرده است و از آنجا به چاكرايها ميرود و تمام انرژيهاي شما از تاج سر تا پائين ترين وصل شدهاند و تجسم كنيد از خط هاراي شما به بالا و پائين ميدمد و هارا پر از نور شده است . 3 – تجسم كنيد كه با بازدم نور ريكي از هاراي شما به بيرون ميرود و تمام بدن شما را پر از انرژي شفابخش ميكند و بگذاريد كه به پوستتان و هاله و تمام حوزه انرژي شما جريان يابد. حال تصور كنيد كه از هاله شما فراتر رفته است و به سمت بينهايت رفته است. ريكي از دستان شما به تمام دنيا و جهان ميتابد و به هركجا كه لازم باشد، شفا ، تعادل و هماهنگي پخش ميكند و به سياره زمين ، به مردم ، به گياهان ، به حيوانات ، پرندگان و ماهيها و تمام موجودات . 4 – تا هرزماني كه ميخواهيد اين پروسه را ادامه دهيد و بگذاريد كه ذهنتان به آرامش برسد. Gokai Sansho در روش سنتي شاگردان ژاپني ريكي ، در اين قسمت مراقبه پنج اصل ريكي را 3 با تكرار ميكنند. البته به ژاپني ، ولي شما به هر زباني كه دوست داريد بگوئيد . Mokunen دستها را روي پا گذاشته بطوري كه كف دست رو به پائين باشد، پاكسازي Hatsurei-ho به اتمام رسيده است. هر زمان كه احساس كرديد لازم است چشمهايتان را باز كنيد و دستها را چند لحظه تكان دهيد تا به سطح آگاهي فيزيكي خود برگرديد. حال آماده گذراندن بقيه روزتان هستيد و يا ميتوانيد به خود يا ديگران ريكي بدهيد. البته روشهاي ديگري هم براي رشد معنوي وجود دارد : خواندن كتابهاي الهام بخش ، يوگا، تائي چي، مديتيشنهاي مختلف ، در طبيعت بودن ، مطالعه بحثهاي نظري مانند روانشناسي، الهيات و غيره .... . ماهيت و كنه اين مراقبهها يك سفر شخصي است كه شما فضايي را كه براي خود مناسب ميدانيد خلق ميكنيد . دوست دارم اين مقاله را با يك دعاي قديمي ايرلندي تمام كنم . براي كارت وقت بگذار – اين بهاي موفقيت است . براي مراقبه وقت بگذار – اين منبع قدرت است . وقت براي تفريح بگذار – اين راز جوان ماندن است . وقت براي دوستانت بگذار – اين جاده سعادت است . وقت براي خنده بگذار – اين نوازش روح است . وقت براي دست داشتن و دوست داشته شدن بگذار – اين راهي براي لذت بردن و خرسند بودن است . پس فقط براي امروز براي رشد معنوي و شخصي خود بكوش و با خودت صادق باش. براي خود ارزش قائل باش چون آدم فوقالعادهاي هستي . جمله تاْكيدي كه بسيار هم مؤثر است : "من امروز با ريكي رشد معنوي و شخصي دارم "
مجله ريكي نيوز پائيز 2005 سال چهارم - شماره سوم نويسنده – پنلوپ كوئست ترجمه – نوشين بهمن يار |